در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی را برای نشان دادن محبت نزدیک بغل کردن
to hold someone closely in the arms to show affection
«او کودک خود را برای آرام کردن بغل کرد.»
“She cuddled her child to comfort him.”
«آنها روی کاناپه در آغوش هم بودند و تلویزیون تماشا میکردند.»
“They cuddled on the couch watching TV.”
رایج. بغل محکم برای نشان دادن محبت؛ اغلب با cuddle قابل تعویض است.
Common. Strong embrace showing affection; often interchangeable with cuddle.