در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
موادی مانند صدف یا سنگ که برای چسبیدن لارههای صدف به کار میروند.
Substrate material like shells or stones used for oyster larvae attachment.
«صدفها برای رشد صحیح به بستر نیاز دارند.»
“Oysters need cultch to grow properly.”
«کشاورز بستر را از کف دریا جمعآوری کرد.»
“The farmer collected cultch from the seabed.”