cunningness

cun·ning·ness/ˈkʌnɪŋnəs/
cunningskillful in deception-nessstate or quality of
noun (اسم)common

اسم — حیله‌گری

حیله‌گریزیرکیمکاری

کیفیت زیرکی یا حیله‌گری؛ مهارت در فریب دادن.

The quality of being cunning; skill in deception.

«حیله‌گری او به وی اجازه داد تا از موقعیت‌های دشوار فرار کند.»

His cunningness allowed him to escape difficult situations.

«حیله‌گری سیاستمدار در مانورهای استراتژیک او آشکار بود.»

The politician's cunningness was evident in his strategic maneuvers.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000