naivety

na·i·ve·ty/ˌnaɪˈiːvəti/
naiveinnocent, inexperienced-tystate or quality
noun (اسم)common

اسم — ساده‌دلی

ساده‌دلیبی‌تجربگیساده‌اندیشی

حالت یا کیفیت ساده‌دل بودن؛ بی‌تجربگی یا نداشتن پیچیدگی ذهنی.

The state or quality of being naive; lack of experience or sophistication.

«ساده‌‌دلی‌اش باعث می‌شد به غریبه‌ها به راحتی اعتماد کند.»

Her naivety made her trust strangers easily.

«با وجود ساده‌دلی‌اش، سریع از اشتباهاتش درس گرفت.»

Despite his naivety, he learned from his mistakes quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
innocenceبی‌گناهی

رایج. گاهی جایگزین naivety می‌شود ولی بیشتر بر پاکی اخلاقی تأکید دارد تا بی‌تجربگی. در 'بی‌گناهی کودکانه' کاربرد دارد ولی همیشه برای فقدان دانش مناسب نیست.

Common. Can sometimes replace 'naivety' but emphasizes moral purity more than lack of experience. Works in 'childlike innocence' but not always for lack of knowledge.

gullibilityساده‌انگاری

غیررسمی. به آسان فریب خوردن اشاره دارد و بار منفی دارد. همیشه با naivety که ممکن است خنثی یا مثبت باشد، قابل تعویض نیست.

Informal. Refers to being easily deceived; a negative nuance. Not always interchangeable with 'naivety', which can be neutral or positive.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000