naively

nai·ve·ly/naɪˈiːvli/
naiveinnocent or simple-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): naiveposition (جایگاه): end

قید — به طور ساده‌دلانه

به طور ساده‌دلانهساده‌لوحانه

به گونه‌ای که نشان‌دهنده کمبود تجربه یا سادگی است؛ به طور معصومانه.

In a way that shows lack of experience or sophistication; innocently.

«او به طور ساده‌دلانه به غریبه اعتماد کرد.»

She naively trusted the stranger.

«او همه چیز را به سادگی باور داشت.»

He naively believed everything he heard.

تفاوت با واژه‌های مشابه
innocentlyبی‌گناهانه

رایج است. به معنی بدون گناه یا دانش، تا حدی با naively هم‌معنی است.

Common. Means without guilt or knowledge, overlapping with naïvely in simplicity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000