در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی که نشاندهنده بیگناهی یا بیضرری باشد؛ بیگناهانه.
In a way that shows lack of guilt or harm; blamelessly.
«او پس از حادثه بیگناهانه لبخند زد.»
“She smiled innocently after the accident.”
«او بیگناهانه رفتار کرد و از مشکل خبر نداشت.»
“He acted innocently, unaware of the trouble.”