innest

in·nest/ɪnˈnɛst/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): innestedpast participle (مفعولی): innested-ing (حال): innesting3rd (سوم): innests

فعل — لانه کردن

لانه کردنلانه ساختن

لانه ساختن یا سکونت در لانه‌ای داخل چیزی.

To build or settle a nest inside something.

«پرندگان در تنه خالی درخت لانه می‌کنند.»

Birds innest in the hollow tree.

«زنبورها در جعبه‌های کندو لانه می‌سازند.»

The bees innest in the hive boxes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000