innate

in·nate/ɪˈneɪt/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more innatesuperlative (عالی): most innate

صفت — ذاتی

ذاتیفطریذخیره‌شده در ذات

طبیعی و ذاتی، چیزی که از بدو تولد در فرد وجود دارد و یادگرفتنی نیست.

Existing naturally from birth; not acquired or learned.

«او حس ریتم ذاتی دارد.»

She has an innate sense of rhythm.

«مهربانی ذاتی او را محبوب کرده است.»

Innate kindness makes him popular.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inbornذاتی، مادرزادی

رسمی. وقتی درباره ویژگی‌هایی که از تولد هستند استفاده می‌شود جایگزین innate است، مثلا استعداد ذاتی. برای صفات ذهنی کمتر به کار می‌رود.

Formal. Interchangeable with 'innate' when talking about qualities present at birth, e.g. 'inborn talent.' Less used for abstract traits like instincts.

naturalطبیعی

متداول. معمولا به جای innate می‌تواند استفاده شود اما کلی‌تر است و گاهی به مهارت‌های آموخته شده هم اشاره دارد.

Common. Can often replace 'innate' but more general and can refer to learned or habitual behaviors, e.g. 'natural ability' can include learned skill.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000