cupping

cup·ping/ˈkʌpɪŋ/
cupa small, bowl-shaped container for drinking-ingpresent participle / gerund
1noun (اسم)technical

اسم — حجامت خشک

حجامت خشککاپینگ

یک روش درمانی جایگزین که در آن فنجان‌های گرم شده روی پوست قرار می‌گیرند تا با ایجاد مکش، جریان خون را افزایش داده و بهبود را تسریع کنند.

An alternative therapy in which heated cups are placed on the skin to create suction, believed to increase blood flow and promote healing.

«او برای کمردرد تحت درمان کاپینگ قرار گرفت.»

She underwent cupping therapy for back pain.

«کاپینگ علائم دایره‌ای متمایزی روی پوست باقی می‌گذارد.»

Cupping leaves distinctive circular marks on the skin.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): cuppedpast participle (مفعولی): cupped-ing (حال): cupping3rd (سوم): cups

فعل — فنجان‌وار نگه داشتن

فنجان‌وار نگه داشتنکاسه کردن

چیزی را به شکل فنجان نگه داشتن یا شکل دادن؛ با دست‌ها شکلی فنجان‌مانند ایجاد کردن.

Holding or shaping something in the form of a cup; forming a cup shape with the hands.

«او دستانش را کاسه کرده بود تا آب را بگیرد.»

He was cupping his hands to catch the water.

«او به آرامی پرنده را در کف دستش کاسه کرد.»

She gently cupped the bird in her palms.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cradlingدر آغوش گرفتن

روزمره. به نگه داشتن آرام و محافظت‌آمیز چیزی، اغلب در خم بازو یا در دستی کاسه‌شده، اشاره دارد. cradling معمولاً نرم‌تر و فراگیرتر از cupping است که به طور خاص در مورد شکل دست است. 'او کودک را در آغوش گرفته بود' (فراگیرتر)، 'او دستانش را کاسه کرده بود تا آب بنوشد' (شکل خاص دست).

Everyday. Implies holding something gently and protectively, often in the crook of an arm or in a cupped hand. 'Cradling' is usually softer and more encompassing than 'cupping,' which is specifically about the hand shape. 'She was cradling the baby' (more encompassing), 'He was cupping his hands to drink' (specific hand shape).

scoopingپیمانه کردن

روزمره. به استفاده از دست‌ها یا ابزار برای برداشتن یا جمع‌آوری چیزی، اغلب با حرکتی کمی کاسه‌مانند، اشاره دارد. در حالی که scooping شامل حرکت دست مشابهی است، هدف اصلی آن برداشتن یا جمع‌آوری است، در حالی که cupping در مورد ایجاد شکل برای نگه داشتن است. 'او بستنی پیمانه کرد' در مقابل 'او دستانش را کاسه کرد تا آب را بگیرد'.

Everyday. Implies using hands or a tool to lift or gather something, often with a slightly cupped motion. While 'scooping' involves a similar hand motion, its primary purpose is to lift or gather, whereas 'cupping' is about forming the shape to hold. 'He scooped ice cream' vs. 'He cupped his hands to catch the water'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000