adjective (صفت)common
صفت — گوشتی شکل
گوشتی شکلشکلی شبیه کاسه
به شکل فنجان یا گود شده با لبههای خمیده.
Shaped like a cup or hollowed with curved edges.
«آب را در دستان گود شدهاش نگه داشت.»
“She held the water in her cupped hands.”
«برگها به شکل کاسهای برای جمع کردن باران بودند.»
“The leaves were cupped to catch rain.”
تفاوت با واژههای مشابه
concave— محدب به داخل
اصطلاح رسمی به معنای گود شده به داخل، تقریباً مترادف با cupped.
Formal term meaning hollowed inward, nearly synonymous with cupped.