curbing

cur·bing/ˈkɜːrbɪŋ/
1noun (اسم)common

اسم — مهار

مهارمحدودیتکنترل

عمل یا فرایند کنترل یا محدود کردن چیزی.

The act or process of controlling or limiting something.

«رهایی از آلودگی در شهرها نیازمند مهار است.»

There is a need for curbing pollution in cities.

«دولت اقداماتی برای مهار تورم معرفی کرد.»

The government introduced measures for curbing inflation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restrainingمحدود کردن

رسمی. یعنی مهار یا کنترل، در مسائل محدودیت مشابه به کار می‌رود.

Formal. Means to hold back or control, interchangeable with 'curbing' when referring to limitation actions.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): curbedpast participle (مفعولی): curbed-ing (حال): curbing3rd (سوم): curbs

فعل — محدود کردن

محدود کردنکنترل کردنمهار کردن

عمل مهار یا محدود کردن چیزی.

Act of restraining or limiting something.

«تلاش‌هایی برای مهار افزایش نرخ جرم انجام می‌شود.»

Efforts are being made to curb rising crime rates.

«قانون جدید هدفش محدود کردن هزینه‌های بیش از حد است.»

The new law aims to curb excessive spending.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restrainمهار کردن

رسمی. یعنی نگه داشتن یا مهار کردن، مشابه 'curbing' به معنای محدود کردن.

Formal. Means to hold back or check, similar to 'curbing' in actions of limitation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000