curling

curl·ing/ˈkɜːrlɪŋ/
curlto form a spiral or twist-ingpresent participle
1noun (اسم)common

اسم — کرلینگ

کرلینگورزش کرلینگ

ورزشی که بازیکنان سنگ‌ها را روی یخ به سوی هدفی روی یخ می‌لغزانند.

A sport where players slide stones on ice towards a target marked on the ice.

«کرلینگ در کانادا و اسکاتلند محبوب است.»

Curling is popular in Canada and Scotland.

«آن‌ها تمام زمستان به ورزش کرلینگ پرداختند.»

They practiced curling all winter long.

2noun (اسم)common

اسم — فر دادن مو

فر دادن موپیچ دادن مو

عمل یا فرآیند فر دادن یا پیچاندن مو به شکل حلقه‌ای یا مارپیچ.

The act or process of forming hair into curls or spirals.

«او یک ساعت وقت گذاشت تا موهایش را برای مهمانی فر کند.»

She spent an hour curling her hair for the party.

«فر دادن موی آسیب‌دیده باید با دقت انجام شود.»

Curling damaged hair should be done carefully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000