cuss

/kʌs/
verb (فعل)informalpast (گذشته): cussedpast participle (مفعولی): cussed-ing (حال): cussing3rd (سوم): cusses

فعل — فحش دادن

فحش دادنناسزا گفتن

فحش دادن یا استفاده از زبان نامناسب

To swear or use offensive language

«او بعد از تصادف با صدای بلند فحش داد.»

He cussed loudly after the accident.

«نباید جلوی بچه‌ها فحش داد.»

Don't cuss in front of children.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swearفحش دادن

غیررسمی. اصطلاح کلی برای استفاده از کلمات توهین‌آمیز.

Informal. General term for using offensive words.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000