cussed

/ˈkʌst/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): cussedersuperlative (عالی): cussedest

صفت — سخت‌گیر

سخت‌گیرلجوجسخت‌حل

لجوج یا سخت‌گیر؛ اغلب به صورت غیررسمی استفاده می‌شود

Stubborn or difficult to deal with; often used informally.

«او مرد پیر لجوجی است.»

He’s a cussed old man.

«آن موتور لجوج روشن نمی‌شود.»

That cussed engine won't start.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stubbornلجباز

غیررسمی اما رایج؛ به معنی نپذیرفتن تغییر نظر است.

Informal but widely used synonym meaning unwilling to change one's mind.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000