dandelion

dan·de·li·on/ˈdændɪˌlaɪən/
noun (اسم)commonplural (جمع): dandelions

اسم — قاصدک

قاصدک

گیاهی با گل‌های زرد که اغلب به عنوان علف هرز شناخته می‌شود

A common yellow-flowered plant often considered a weed

«قاصدک‌ها چمن را پوشانده بودند.»

The dandelions covered the lawn.

«بچه‌ها دوست دارند دانه‌های قاصدک را فوت کنند.»

Children love blowing dandelion seeds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
weedعلف هرز

رایج است. هر گیاه ناخواسته‌ای که بین محصولات یا باغ‌ها رشد کند.

Common. Any undesirable plant growing among crops or gardens.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000