dapper

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dap·per/ˈdæpər/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): dapperersuperlative (عالی): dapperest

صفت — خوش‌پوش

خوش‌پوشتیپ‌دار

مرتب و شیک در ظاهر

Neat and stylish in appearance

«او در لباس کت‌وشلوار بسیار خوش‌تیپ به نظر می‌رسید.»

“He looked very dapper in his suit.”

«یک آقا خوش‌تیپ وارد اتاق شد.»

“A dapper gentleman entered the room.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
stylish— شیک پوش

رایج. معنی مشابه ولی عمومی‌تر است؛ dapper به مرتب بودن هم اشاره دارد.

Common. Similar meaning but more general; dapper often implies neatness as well.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000