scruffy

scruf·fy/ˈskrʌfi/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): scruffiersuperlative (عالی): scruffiest

صفت — ژولیده

ژولیدهناسالم

نامرتب یا ژولیده از نظر ظاهر.

Untidy or shabby in appearance.

«بعد از یک روز کار کردن، ظاهرش ژولیده بود.»

He looked scruffy after working all day.

«سگ ژولیده در خیابان‌ها پرسه می‌زد.»

The scruffy dog wandered the streets.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shabbyکهنه و ژولیده

رایج. معنی بسیار مشابه، اما shabby بیشتر به فرسودگی و قدمت اشاره دارد.

Common. Very similar in meaning but shabby may imply wear and age more.

متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): scruffyposition (جایگاه): end

قید — ژولیده

ژولیده

به صورت ژولیده یا نامرتب.

In a scruffy or untidy manner.

«او برای مهمانی به طور ژولیده لباس پوشید.»

He dressed scruffily for the party.

«اتاق به صورت ژولیده تزئین شده بود.»

The room was scruffily decorated.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000