scroungy

scroun·gy/ˈskraʊndʒi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): scroungiersuperlative (عالی): scroungiest

صفت — کثیف

کثیفژولیدهنامرتب

به طور غیررسمی چیزی را کثیف، ژولیده یا نامرتب توصیف کردن

Informally describing something dirty, shabby, or untidy

«لباس‌های نامرتب او نیاز به شستن داشت.»

His scroungy clothes needed washing.

«آن‌ها در یک محله کثیف زندگی می‌کنند.»

They live in a scroungy neighborhood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scruffyکثیف و ژولیده

غیررسمی. معنای مشابه، اغلب در گفتار عامیانه با scroungy قابل تعویض است.

Informal. Similar meaning, often interchangeable with scroungy in casual speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000