scrounged

/skraʊndʒd/
verb (فعل)informalpast (گذشته): scroungedpast participle (مفعولی): scrounged-ing (حال): scrounging3rd (سوم): scrounges

فعل — جمع‌آوری کردن

جمع‌آوری کردنشیار کردن

گذشته فعل scrounge؛ جستجو یا جمع‌آوری چیزی با خواهش یا به‌صورت پیدا کردن منابع.

Past tense of scrounge; to seek or gather something by begging or in a resourceful way.

«او از همسایگان غذا جمع کرد.»

She scrounged food from neighbors.

«او قطعاتی برای تعمیر ماشین پیدا کرد.»

He scrounged parts to fix the car.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000