در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای ویژگیهای معمول دختر؛ نشاندهنده محبت یا احترام به والدین.
Having qualities typical of a daughter; exhibiting love or respect toward one's parents.
«او آغوشی مانند دختر به مادرش داد.»
“She gave a daughterly hug to her mother.”
«محبت دخترانهاش آشکار بود.»
“His daughterly concern was evident.”