dating

dat·ing/ˈdeɪtɪŋ/
datea social or romantic appointment; to determine the age of-ingprocess or result of an action
1noun (اسم)common

اسم — قرارداری

قرارداریملاقات‌های عاشقانه

فعالیت اجتماعی ملاقات با شرکای عاشقانه بالقوه که اغلب شامل قرار ملاقات گذاشتن است.

The social activity of meeting potential romantic partners, often involving going on dates.

«قرارداری آنلاین بسیار محبوب شده است.»

Online dating has become very popular.

«او از قرار گذاشتن و ملاقات با افراد جدید لذت می‌برد.»

She enjoys dating and meeting new people.

تفاوت با واژه‌های مشابه
courtingعاشقی کردن

کمی قدیمی/رسمی. اشاره به قصد جدی‌تر برای ازدواج دارد و کمتر از «قرارداری» کژوال است. «او دارد با او عاشقی می‌کند» تعهد عمیق‌تری را نسبت به «او دارد با او قرار می‌گذارد» نشان می‌دهد.

Slightly old-fashioned/formal. Implies a more serious intention towards marriage, less casual than 'dating'. 'He is courting her' suggests a deeper commitment than 'He is dating her'.

2noun (اسم)technical

اسم — تاریخ‌گذاری

تاریخ‌گذاریقدمت‌سنجی

فرایند تعیین سن یک شیء یا رویداد.

The process of determining the age of an object or event.

«تاریخ‌گذاری کربن برای تعیین سن آثار باستانی استفاده می‌شود.»

Carbon dating is used to determine the age of ancient artifacts.

«قدمت‌سنجی سفال چالش‌برانگیز بود.»

The dating of the pottery was challenging.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000