deboned

de·boned/diːˈboʊnd/
de-removebonehard part inside meat
adjective (صفت)common

صفت — بدون استخوان

بدون استخوان

گوشت بدون استخوان.

Meat that has had its bones removed.

«او سینه مرغ بدون استخوان برای دستور پخت خرید.»

He bought deboned chicken breasts for the recipe.

«ماهی بدون استخوان خوردن راحت‌تر است.»

Deboned fish is easier to eat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000