decentralize

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·cen·tra·lize/diːˈsen.trə.laɪz/
de-remove or reversecentralcentered-izeto make or become
verb (فعل)formalpast (گذشته): decentralizedpast participle (مفعولی): decentralized-ing (حال): decentralizing3rd (سوم): decentralizes

فعل — غیرمتمرکز کردن

غیرمتمرکز کردن

اختیارات یا وظایف اداری را از مرجع مرکزی به بخش‌های دیگر منتقل کردن.

To distribute the administrative powers or functions away from a central authority.

«دولت تصمیم گرفت که تصمیم‌گیری‌ها را غیرمتمرکز کند.»

The government decided to decentralize decision-making.

«بسیاری از شرکت‌ها برای افزایش کارایی غیرمتمرکز می‌شوند.»

Many companies decentralize to improve efficiency.

تفاوت با واژه‌های مشابه
devolveواگذار کردن

رسمی. معمولاً برای انتقال قدرت به سطوح پایین‌تر یا بیرون، مشابه غیرمتمرکز کردن است.

Formal. Often used for transfer of power or responsibility downward or outward, similar to decentralize.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000