در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک پستاندار نشخوارکننده سمدار از خانواده گوزنیان که نرها معمولاً شاخ دارند.
A hoofed ruminant mammal of the family Cervidae, the males of which typically grow antlers.
«ما یک گوزن را دیدیم که در جنگل میچرید.»
“We saw a deer grazing in the forest.”
«گوزن سریع به داخل بوتهها دوید.»
“The deer ran quickly into the bushes.”
گوشت گوزن که به عنوان غذا مصرف میشود؛ گوشت شکار.
The flesh of deer, eaten as food; venison.
«گوشت گوزن یک گوشت کمچرب و خوشطعم است.»
“Deer is a lean and flavorful meat.”
«آنها در ضیافت گوزن بریان سرو کردند.»
“They served roasted deer at the banquet.”
رسمی/آشپزی. به طور خاص به گوشت گوزن که برای غذا استفاده میشود اشاره دارد. با 'deer' (حیوان زنده) قابل تعویض نیست. در دستور غذاها یا منوهای رستوران استفاده میشود: 'ما برای شام گوشت گوزن داشتیم.'
Formal/culinary. Specifically refers to the meat of deer used for food. Not interchangeable with 'deer' when referring to the live animal. Used in recipes or restaurant menus: 'We had venison for dinner.'