در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کنارهگیری یا برکنار شده از مقام کشیشی
Having been officially removed from clerical status.
«کشیش منزوع شده دیگر وظایف مذهبی انجام نمیداد.»
“The defrocked priest no longer performed religious duties.”
«او پس از رسوایی از کشیشی برکنار شد.»
“He was defrocked after the scandal.”