defrocked

de·rocked/dɪˈfrɒkt/
de-removerockrobe (historical root)-edpast tense
adjective (صفت)formal

صفت — منزوع شده

منزوع شدهاستعفا داده

کناره‌گیری یا برکنار شده از مقام کشیشی

Having been officially removed from clerical status.

«کشیش منزوع شده دیگر وظایف مذهبی انجام نمی‌داد.»

The defrocked priest no longer performed religious duties.

«او پس از رسوایی از کشیشی برکنار شد.»

He was defrocked after the scandal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000