deliberately

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·lib·er·ate·ly/dɪˈlɪb.ər.ət.li/
deliberatedone consciously and intentionally-lyin the manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): deliberateposition (جایگاه): end

قید — عمدی

عمدیآگاهانه

به صورت عمدی و برنامه‌ریزی‌شده، نه تصادفی.

In a way that is intentional and planned, not by accident.

«او عمداً پیام او را نادیده گرفت.»

She deliberately ignored his message.

«او به عمد مسیر طولانی‌تر را رفت.»

He deliberately took the longer route.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intentionallyعمداً

رایج. تقریباً مترادف دقیق است و اغلب به صورت جایگزین در موقعیت‌های معمول برای تأکید بر انجام کاری به عمد استفاده می‌شود.

Common. Almost exact synonym, often used interchangeably to emphasize doing something on purpose in everyday contexts.

purposelyخاسته

رایج. مشابه deliberately است اما گاهی حس هدفمندی قوی‌تری دارد، در موقعیت‌های روزمره و کمی رسمی‌تر استفاده می‌شود.

Common. Similar to 'deliberately', but sometimes carries a stronger sense of having a clear purpose or goal, used in everyday and slightly more formal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000