demotic

de·mot·ic/dɪˈmɒtɪk/
dem-people-oticrelating to
1adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more demoticsuperlative (عالی): most demotic

صفت — عامیانه

عامیانهمردمیبومی

مربوط به مردم عادی یک کشور یا منطقه؛ عامیانه یا بومی. اغلب در مورد زبان استفاده می‌شود.

Relating to the ordinary people of a country or region; popular or vernacular. Often used in relation to language.

«او به یونانی عامیانه صحبت می‌کرد، نه کلاسیک.»

He spoke in demotic Greek, not classical.

«شاعر در شعرهایش به دنبال سبک عامیانه بود.»

The poet aimed for a demotic style in his verses.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vernacularبومی

رسمی. به زبان یا گویشی اشاره دارد که مردم عادی در یک کشور یا منطقه خاص صحبت می‌کنند. در مورد زبان بسیار قابل جایگزینی است.

Formal. Refers to the language or dialect spoken by the ordinary people in a particular country or region. Highly interchangeable when referring to language.

popularمردمی

رایج. به معنای مورد پسند بسیاری از مردم است، اما می‌تواند به چیزی که در بین عموم مردم گسترده است نیز اشاره کند. کمتر از 'demotic' مختص زبان است.

Common. Means liked or enjoyed by many people, but can also refer to something widespread among the general public. Less specific to language than 'demotic'.

متضادها
2noun (اسم)technical

اسم — خط دموتیک

خط دموتیکنوشتار عامیانه مصری

خطی کج و ساده‌شده که از خط هیراتیک در مصر باستان تکامل یافته و برای نوشتن روزمره استفاده می‌شد.

A simplified cursive script developed from hieratic script in ancient Egypt, used for everyday writing.

«سنگ روزتا شامل کتیبه‌هایی به خط هیروگلیف، هیراتیک و دموتیک است.»

The Rosetta Stone contains inscriptions in hieroglyphic, hieratic, and demotic script.

«دانشمندان متون دموتیک را برای درک زندگی روزمره در مصر باستان مطالعه می‌کنند.»

Scholars study demotic texts to understand daily life in ancient Egypt.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000