dependance

de·pen·dance/dɪˈpɛndəns/
noun (اسم)formal

اسم — وابستگی

وابستگیاتکا

وضعیتی که در آن به کسی یا چیزی دیگر وابسته یا کنترل شده باشیم

The state of relying on or being controlled by someone or something else

«وابستگی او به والدینش زیاد است.»

Her dependance on her parents is high.

«وابستگی به فناوری می‌تواند مشکل‌ساز باشد.»

Dependance on technology can be problematic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dependenceوابستگی

رسمی و شکل رایج‌تر؛ depandance شکل کمتری است.

Formal and more common spelling; 'dependance' is less common variant.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000