در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی یا چیزی که باکرگی را از بین میبرد.
Someone or something that takes away virginity.
«رمان به شخصیتی اسطورهای که باکرگی را میگرفت اشاره کرد.»
“The novel mentioned a mythical devirginator character.”
«او در داستان از اینکه کسی باشد که باکرگی را بگیرد ترس داشت.»
“He was afraid of becoming a devirginator in the story.”