devirginator

de·vir·gi·na·tor/diːˌvɜːrdʒɪˈneɪtər/
de-removevirginperson who has not had sexual intercourse-atoragent noun suffix
noun (اسم)archaicplural (جمع): devirginators

اسم — کسی که باکرگی را از بین می‌برد

کسی که باکرگی را از بین می‌بردکسی که نخستین رابطه جنسی را ایجاد می‌کند

کسی یا چیزی که باکرگی را از بین می‌برد.

Someone or something that takes away virginity.

«رمان به شخصیتی اسطوره‌ای که باکرگی را می‌گرفت اشاره کرد.»

The novel mentioned a mythical devirginator character.

«او در داستان از اینکه کسی باشد که باکرگی را بگیرد ترس داشت.»

He was afraid of becoming a devirginator in the story.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000