در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی شیطانی یا موذیانه؛ با شیطنت و بدجنسی.
In a devillish or mischievous manner; mischievously; wickedly.
«او شیطنتآمیز لبخند زد، میدانست که شوخیاش موفق خواهد شد.»
“He smiled devilishly, knowing his prank would succeed.”
«شرور نقشهای شیطانی و هوشمندانه داشت.»
“The villain had a devilishly clever plan.”
متداول. میتواند در زمانی که منظور نیتی واقعاً شرورانه یا مضر است، یا گاهی اوقات به معنای برتری شدید (به زبان عامیانه) جایگزین شود. 'او شرورانه سقوط او را برنامهریزی کرد' درست است، اما 'او به طرز شرورانهای در شطرنج خوب است' از 'wickedly' به عنوان مترادف 'extremely' استفاده میکند که 'devilishly' معمولاً این معنا را ندارد.
Common. Can be interchangeable when implying a truly evil or harmful intent, or sometimes for extreme excellence in a colloquial sense. 'She wickedly planned his downfall' works, but 'He's wickedly good at chess' uses 'wickedly' as a synonym for 'extremely', which 'devilishly' doesn't usually share.