قید — شرورانه
به شیوهای نادرست از نظر اخلاقی یا شیطانی.
In a morally wrong or evil manner.
«شرور با آشکار شدن نقشهاش، شیطانی خندید.»
“The villain laughed wickedly as his plan unfolded.”
«او در فریبکاریاش به طرز شرورانهای باهوش بود.»
“He was wickedly clever in his deception.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی. «شیطانی» بر بدخواهی و بدی محض یک عمل تأکید دارد. زمانی که تمرکز بر فساد اخلاقی است، اغلب با «wickedly» قابل جایگزینی است، اما «wickedly» میتواند به روشی کمتر جدی و تقریباً بازیگوشانه نیز استفاده شود (مثلاً «wickedly good»). «او شیطانی لبخند زد» قویتر از «او شرورانه لبخند زد» است اگر منظور شرارت واقعی باشد.
Formal/Literary. 'Evilly' emphasizes the pure malevolence and badness of an action. It's often interchangeable with 'wickedly' when the focus is on moral depravity, but 'wickedly' can also be used in a less serious, almost playful way (e.g., 'wickedly good'). 'He smiled evilly' is stronger than 'he smiled wickedly' if literal evil is meant.
رسمی. این کلمه به معنای با تمایل به آسیب رساندن به کسی است. تا حد زیادی با «wickedly» قابل جایگزینی است هنگام توصیف اعمالی که قصد آسیب رساندن دارند، اما «wickedly» میتواند به بدجنسی کلی نیز اشاره کند که لزوماً به فرد خاصی معطوف نیست. «او بدخواهانه شایعات را پخش کرد» درست است، «او شرورانه مدارک را از بین برد» نیز درست است.
Formal. This word means with a desire to harm someone. It is largely interchangeable with 'wickedly' when describing actions intended to cause harm, but 'wickedly' can also refer to generalized badness not necessarily directed at a specific person. 'He maliciously spread rumors' works, 'He wickedly destroyed the evidence' also works.
قید — به طرز فوقالعادهای
به شدت یا به طور استثنایی؛ به میزان زیاد (اغلب برای ابراز تحسین یا شدت استفاده میشود).
Extremely or exceptionally; to a great degree (often used to express admiration or intensity).
«گروه به طرز فوقالعادهای در اجرای زنده خوب بود.»
“The band was wickedly good live.”
«او ذکاوت فوقالعادهای داشت.»
“She had a wickedly quick wit.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. «فوقالعاده» راهی رسمیتر برای گفتن «بسیار» یا «به شدت» است. زمانی که به عنوان تشدیدکننده استفاده میشود، با «wickedly» قابل جایگزینی است، اما «wickedly» لمسی از تأکید بازیگوشانه یا شیطنتآمیز را اضافه میکند. «هوا به شدت سرد بود» درست است، «غذا به طرز محشری خوب بود» (با بار معنایی مثبت) نیز درست است.
Formal. 'Exceedingly' is a more formal way to say 'very' or 'extremely'. It's interchangeable with 'wickedly' when used as an intensifier, but 'wickedly' adds a touch of playful or mischievous emphasis. 'The weather was exceedingly cold' works, 'The food was wickedly good' (with a positive connotation) works.
روزمره. «به شدت» به معنای به میزان بسیار زیاد است، اغلب با اشاره به تأثیر یا بزرگی زیاد. زمانی که بر درجه تأکید میشود، با «wickedly» قابل جایگزینی است، اما فاقد زیربنای بازیگوشانه یا کمی منفی است که «wickedly» حتی در زمینههای مثبت نیز گاهی اوقات میتواند داشته باشد. «او به شدت سپاسگزار بود» درست است، «او به طرز محشری سریع بود» نیز درست است.
Everyday. 'Tremendously' means to a very great extent, often implying a large impact or magnitude. It's interchangeable with 'wickedly' when emphasizing degree, but lacks the subtle mischievous or slightly negative undertone that 'wickedly' can sometimes carry even in positive contexts. 'He was tremendously grateful' works, 'she was wickedly fast' works.