diddling

did·dling/ˈdɪd.lɪŋ/
diddleto cheat, swindle, or fool-ingpresent participle
verb (فعل)informalpast (گذشته): diddledpast participle (مفعولی): diddled-ing (حال): diddling3rd (سوم): diddles

فعل — حقه‌بازی کردن

حقه‌بازی کردنفریب دادن

فریب دادن یا کلاهبرداری از کسی معمولاً به روش‌های کوچک یا جزئی.

Cheating or swindling someone, often by small or petty means.

«او مشتریان را با کالاهای تقلبی فریب می‌داد.»

He was diddling customers with fake products.

«دست از حقه‌بازی بردار و شروع به کار کن.»

Stop diddling around and get to work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swindleکلاهبرداری کردن

رسمی. به فریب برای کسب منفعت مالی اشاره دارد؛ شبیه به diddle ولی معمولاً جدی‌تر است.

Formal. Refers to deceiving for financial gain; similar but usually more serious than diddle.

cheatتقلب کردن

رایج. اصطلاح کلی برای فریب دادن یا گول زدن، در بسیاری موارد جایگزین است.

Common. General term for deceiving or tricking, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000