dieing

die·ing/ˈdaɪ.ɪŋ/
dieto cease living-ingpresent participle
verb (فعل)archaic-ing (حال): dieing

فعل — در حال مردن

در حال مردن

شکل حال استمراری فعل die؛ در حال مردن بودن

Present participle form of 'die'; to be in the process of ceasing to live

«گیاه به سبب کمبود آب در حال مردن است.»

The plant is dieing due to lack of water.

«وقتی کمک رسید، او در حال مردن بود.»

He was dieing when help arrived.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dyingدر حال مردن

املا صحیح مرسوم بجای dieing.

Standard spelling variant of 'dieing' used today.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000