dilapidate

di·lap·i·date/dɪˈlæpɪdeɪt/
di-away, apartlapidatestone (related)
verb (فعل)commonpast (گذشته): dilapidatedpast participle (مفعولی): dilapidated-ing (حال): dilapidating3rd (سوم): dilapidates

فعل — ویران کردن

ویران کردنخراب کردن

باعث ویرانی یا خرابی ساختمان از طریق بی‌توجهی یا آسیب شدن.

To cause a building or structure to fall into ruin through neglect or damage.

«خانه قدیمی پس از سال‌ها بی‌توجهی خراب شده بود.»

The old house was dilapidated after years of neglect.

«خرابکاران اموال عمومی را ویران می‌کنند.»

Vandals dilapidate public property.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ruinویران کردن

رایج. اصطلاح عمومی برای خرابی؛ معمولاً در این زمینه‌ها قابل تعویض.

Common. General term for destruction, often interchangeable in such contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000