dinked

/dɪŋkt/
verb (فعل)informalpast (گذشته): dinkedpast participle (مفعولی): dinked-ing (حال): dinking3rd (سوم): dinks

فعل — ضربه سبک

ضربه سبکضربه ماهرانه

ضربه‌ای سبک یا ماهرانه، معمولاً در ورزش‌هایی مانند تنیس یا فوتبال.

Hit lightly or skillfully, especially in sports like tennis or soccer.

«او توپ را به‌طور ماهرانه از روی تور رد کرد.»

He dinked the ball over the net.

«او دیسک را به آرامی وارد دروازه کرد.»

She dinked the puck gently into the goal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tappedکوبیده

غیررسمی. به ضربه سبک اشاره دارد و در برخی ورزش‌ها جایگزین dinked می‌شود.

Informal. Refers to lightly hitting something. Can replace 'dinked' in some sport contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000