directly involved (in)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

di·rect·ly in·volved/dəˈrɛktli ɪnˈvɑːlvd/
phrase (عبارت)common

عبارت — مستقیماً درگیر

مستقیماً درگیرمستقیماً دخیل

خودش به‌طور فعال و بی‌واسطه در کاری یا موقعیتی نقش داشتن.

taking an active and immediate part in an activity or situation

«او مستقیماً در مذاکرات دخیل بود.»

She was directly involved in the negotiations.

«هیچ دانش‌آموزی مستقیماً در آن ماجرا درگیر نبود.»

No students were directly involved in the incident.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000