directions

di·rec·tions/dɪˈrɛkʃənz/, /daɪˈrɛkʃənz/
di-apart / tworectstraight / guide-ionaction / process-splural suffix
1noun (اسم)commonplural (جمع): directions

اسم — دستورالعمل‌ها

دستورالعمل‌هاراهنمایی‌ها

شکل جمع 'direction' به معنای دستورالعمل‌هایی برای انجام کاری یا رسیدن به مکانی.

The plural form of 'direction', referring to instructions on how to do something or how to get somewhere.

«می‌توانید مسیر نزدیک‌ترین بیمارستان را به من بدهید؟»

Can you give me directions to the nearest hospital?

«لطفاً قبل از مونتاژ مبلمان، دستورالعمل‌ها را بخوانید.»

Please read the directions before assembling the furniture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
instructionsآموزش‌ها

رایج. یک اصطلاح کلی برای دستورات یا راهنمایی‌های دقیق در مورد چگونگی انجام کاری. 'دستورالعمل‌ها را با دقت دنبال کنید'. اغلب قابل جایگزینی است، به ویژه برای راهنمایی‌های رویه‌ای.

Common. A general term for orders or detailed guidance on how to do something. 'Follow the instructions carefully'. Often interchangeable, especially for procedural guidance.

guidanceراهنمایی

رایج. مشاوره یا اطلاعاتی که برای حل مشکل یا دشواری ارائه می‌شود. 'او راهنمایی‌های مفیدی ارائه داد'. گسترده‌تر از 'directions' است زیرا می‌تواند کمتر مشخص یا رسمی باشد.

Common. Advice or information intended to resolve a problem or difficulty. 'He offered helpful guidance'. Broader than 'directions' as it can be less specific or formal.

2noun (اسم)commonplural (جمع): directions

اسم — جهت‌ها

جهت‌هاسُو‌ها

شکل جمع 'direction' به معنای خطوط یا مسیرهایی که چیزی در امتداد آنها حرکت می‌کند، رو به آن است یا هدف‌گیری شده است.

The plural form of 'direction', referring to the lines or paths along which something moves, faces, or is aimed.

«باد از همه جهت‌ها می‌وزید.»

The wind blew from all directions.

«او قبل از عبور از جاده به هر دو جهت نگاه کرد.»

He looked in both directions before crossing the road.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bearingsجهت‌یابی

فنی/رسمی. به یک موقعیت زاویه‌ای خاص یا مسیر نسبی اشاره دارد. 'او جهت خود را تعیین کرد'. برای جهت‌های حرکت عمومی کمتر رایج است.

Technical/Formal. Refers to a specific angular position or relative course. 'He took his bearings'. Less common for general movement directions.

waysراه‌ها

رایج. به روش‌ها، مسیرها یا راه‌ها اشاره دارد. 'راه‌های زیادی برای انجام آن'. گسترده‌تر از 'directions' است زیرا شامل 'راه‌های' انتزاعی انجام کارها نیز می‌شود، نه فقط مسیرهای فیزیکی.

Common. Refers to methods, paths, or courses. 'Many ways to do it'. Broader than 'directions' as it includes abstract 'ways' of doing things, not just physical paths.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000