disburses

dis·burs·es/dɪsˈbɜːrsɪz/
dis-awaybursepurse, money
verb (فعل)formalpast (گذشته): disbursedpast participle (مفعولی): disbursed-ing (حال): disbursing3rd (سوم): disburses

فعل — پرداخت کردن

پرداخت کردنخرج کردن

پرداخت پول به ویژه از یک صندوق یا حساب.

To pay out money, especially from a fund or account.

«شرکت ماهیانه حقوق‌ها را پرداخت می‌کند.»

The company disburses salaries monthly.

«بودجه برای حمایت از پروژه پرداخت شد.»

Funds were disbursed to support the project.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000