disc

/dɪsk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): discs

اسم — دیسک

دیسکسی‌دی

یک شی گرد و صاف برای ذخیره داده در رایانه یا موسیقی.

A flat, round object used for storing data in computer or music formats.

«او موسیقی را روی دیسک رایت کرد.»

She burned music onto a disc.

«دیسک شامل نصب‌کننده نرم‌افزار است.»

The disc contains the software installer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
diskدیسک

املا جایگزین، به ویژه در انگلیسی آمریکایی، قابل جایگزینی است.

Alternative spelling, especially in American English, interchangeable.

2noun (اسم)commonplural (جمع): discs

اسم — دیسک بین مهره‌ای

دیسک بین مهره‌ای

قسمت دایره‌ای و صاف بین مهره‌های ستون فقرات انسان.

The circular, flat part of a human spine between vertebrae.

«او دچار دیسک آسیب‌دیده است که باعث درد کمر شده.»

He has a slipped disc causing back pain.

«دیسک ضربه‌گیر مهره‌ها است.»

The disc cushions the vertebrae.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000