discardable

dis·card·a·ble/dɪsˈkɑːrdəbl/
dis-away, notcardto throw-ablecapable of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more discardablesuperlative (عالی): most discardable

صفت — قابل دور ریختن

قابل دور ریختنبی‌ارزش

قابل پرتاب یا بی‌ارزش برای دور ریختن بدون پشیمانی.

Capable of being discarded or thrown away without regret.

«اقلام یکبار مصرف اغلب پس از یک بار استفاده قابل دور ریختن هستند.»

Disposable items are often discardable after one use.

«فایل قابل دور ریختن بود چون قدیمی شده بود.»

The file was discardable because it was outdated.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expendableقابل صرف نظر کردن

فنی. وقتی چیزی را فقط یک بار استفاده و سپس دور می‌اندازند.

Technical. Used when something can be used once then discarded.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000