در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
احساس ناامیدی از فهمیدن اینکه چیزی به خوبی که فکر میشد نیست.
The feeling of disappointment from realizing something is not as good as believed.
«پس از سالها امید، او احساس ناامیدی عمیقی کرد.»
“After years of hope, he felt deep disillusionment.”
«ناامیدی از سیاستها افزایش یافت.»
“The disillusionment with politics grew.”
رسمی. تقریباً مترادف؛ بر از دست دادن توهمها یا امیدهای مثبت تأکید دارد.
Formal. Nearly synonymous; emphasizes loss of positive illusions or hopes.