diverged

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

di·verged/daɪˈvɜrdʒd/
di-apart / awayvergeto incline / to tend-edpast tense marker
1verb (فعل)common

فعل — منحرف شدن

منحرف شدنجدا شدن

حرکت کردن یا گسترش یافتن به سمت جهت‌های مختلف از یک نقطه مشترک.

To move or extend in different directions from a common point.

«دو جاده درست بیرون شهر از هم جدا شدند.»

The two roads diverged just outside the town.

«نظرهایشان در بسیاری از مسائل سیاسی متفاوت بود.»

Their opinions diverged on many political issues.

تفاوت با واژه‌های مشابه
separatedجدا شده

رایج. در بافت‌های فیزیکی که چیزی از هم جدا می‌شود قابل جایگزینی است — مسیرهای جدا شده به معنی مسیرهای منحرف شده است.

Common. Interchangeable in physical contexts where something splits apart — 'diverged paths' means 'separated paths' here.

branchedشاخ و برگ دادن / شاخه‌شاخه شدن

رایج. وقتی به تقسیم فیزیکی شبیه شاخه اشاره دارد؛ اصطلاح تصویری‌تر است. برای جاده یا رودخانه خوب است، برای تفاوت‌های انتزاعی کمتر کاربرد دارد.

Common. Used when indicating physical splitting into branches; a more visual term. Works well for roads or rivers, less so for abstract differences.

متضادها
2verb (فعل)common

فعل — اختلاف داشتن

اختلاف داشتنمتمایز شدن

داشتن یا پیدا کردن تفاوت در نظر، رویکرد یا علاقه.

To differ or become different in opinion, approach, or interest.

«نظرهایشان در طول بحث متفاوت شد.»

Their opinions diverged during the discussion.

«آن دو دانشمند درباره علت پدیده اختلاف نظر داشتند.»

The two scientists diverged on the cause of the phenomenon.

تفاوت با واژه‌های مشابه
differedمختلف بودن

رایج. در بافت‌های نظر یا ایده که متفاوت‌اند قابل جاگزینی است — دیدگاه‌هایشان متفاوت بود مثل منحرف شده معنا می‌دهد.

Common. Interchangeable in contexts of opinions or ideas differing — 'their views differed' fits similarly to 'diverged'.

variedمتنوع شدن

رایج. بیشتر به تغییرات یا تنوع اشاره دارد، کمتر بر روی تقسیم مشخص تمرکز دارد. قابل استفاده ولی کمتر خاص است.

Common. Refers more generally to changes or diversity, less focused on a clear split. Usable but less specific than 'diverged'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000