diverticulum

di·ver·tic·u·lum/ˌdaɪvərˈtɪkjələm/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): diverticula

اسم — دیورتیکول

دیورتیکولکیسه فرعی

کیسه یا برآمدگی کیسه‌مانند که از یک عضو یا بخش لوله‌ای منشعب می‌شود.

A sac or pouch branching off from a tubular organ or part.

«پزشک یک دیورتیکول در روده بزرگ بیمار پیدا کرد.»

The doctor found a diverticulum in the patient's colon.

«تشکیل دیورتیکول می‌تواند به مشکلات گوارشی منجر شود.»

Diverticulum formation can lead to digestive issues.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pouchکیسه

روزمره. یک کیف یا کیسه کوچک. در حالی که دیورتیکول نوعی کیسه است، 'کیسه' یک اصطلاح کلی است. 'کیسه' در صورتی قابل تعویض است که بافت به وضوح به یک برآمدگی کیسه‌مانند بیولوژیکی اشاره داشته باشد. مثال: 'کیسه کانگورو' کار می‌کند. 'روده یک کیسه ایجاد کرد' می‌تواند 'دیورتیکول' باشد.

Everyday. A small bag or sac. While a diverticulum is a type of pouch, 'pouch' is a general term. 'Pouch' is interchangeable if the context clearly implies a biological, sac-like outgrowth. 'A kangaroo's pouch' works. 'The colon developed a pouch' could be 'diverticulum'.

sacکیسه

رسمی/فنی. بخشی کیسه‌مانند از حیوان یا گیاه، که اغلب حاوی مایع یا هوا است. بسیار شبیه 'pouch' اما اغلب رسمی‌تر و در بافت‌های بیولوژیکی استفاده می‌شود. با 'diverticulum' وقتی به ساختاری کوچک، مجزا و کیسه‌مانند اشاره دارد، قابل تعویض است. مثال: 'یک کیسه پر از مایع' کار می‌کند. 'دیورتیکول نوعی کیسه است.'

Formal/Technical. A bag-like part of an animal or plant, often containing liquid or air. Very similar to 'pouch' but often more formal and used in biological contexts. Interchangeable with 'diverticulum' when referring to a small, isolated, sac-like structure. 'A fluid-filled sac' works. 'A diverticulum is a type of sac.'

2noun (اسم)formalplural (جمع): diverticula

اسم — انشعاب

انشعابانحراف

(به معنای عمومی) انحراف یا شاخه‌ای از مسیر یا سیستم اصلی.

(In a general sense) A deviation or a branching off from a main course or system.

«آخرین کتاب نویسنده انحرافی از ژانر معمول اوست.»

The author's latest book is a diverticulum from his usual genre.

«این پروژه جانبی به یک انشعاب مهم در حرفه او تبدیل شد.»

This side project became a significant diverticulum in his career.

تفاوت با واژه‌های مشابه
branchشاخه

روزمره. یک تقسیم یا شاخه از یک قسمت اصلی، مانند شاخه درخت یا شاخه یک رودخانه. در این معنای عمومی و غیرپزشکی، با 'diverticulum' قابل تعویض است، و به انحراف طبیعی یا برنامه‌ریزی شده اشاره دارد. مثال: 'شاخه ای از جاده به روستا منتهی می‌شد.' 'بحث به یک انشعاب به موضوعات نامربوط رفت' می‌تواند با 'branch' جایگزین شود.

Everyday. A division or offshoot from a main part, such as a tree branch or a branch of a river. Interchangeable with 'diverticulum' in this general, non-medical sense, implying a natural or planned deviation. 'A branch of the road led to the village.' 'The discussion took a diverticulum into unrelated topics' can be replaced by 'branch'.

offshootشاخه فرعی

روزمره. چیزی که از یک موجودیت بزرگتر یا قدیمی‌تر رشد یا توسعه یافته است. شبیه 'branch' اما اغلب به توسعه‌ای کمتر مستقیم یا مستقل‌تر اشاره دارد. با 'diverticulum' وقتی به یک توسعه یا مسیر فرعی اشاره دارد، قابل تعویض است. مثال: 'شرکت جدید شاخه‌ای از یک شرکت بزرگتر بود.' 'این بحث انشعابی از دستور کار اصلی ماست.'

Everyday. Something that has grown or developed from a larger or older entity. Similar to 'branch' but often implying a less direct or more independent development. Interchangeable with 'diverticulum' when referring to a development or a side path. 'The new company was an offshoot of a larger corporation.' 'This discussion is a diverticulum from our main agenda.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000