dodged

/dɒdʒd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): dodgedpast participle (مفعولی): dodged-ing (حال): dodging3rd (سوم): dodges

فعل — جلوگیری کردن

جلوگیری کردندور زدن

گذشته و شکل گزارشی فعل dodge؛ به سرعت حرکت کردن برای اجتناب از چیزی.

Past tense and past participle of dodge; to move quickly to avoid something.

«او به راحتی از توپ جاخالی داد.»

He dodged the ball easily.

«او در مصاحبه از پاسخ دادن به سوال طفره رفت.»

She dodged the question during the interview.

تفاوت با واژه‌های مشابه
avoidedاجتناب کرد

متداول. معنی مشابه ولی dodge حرکت سریع و ناگهانی برای اجتناب را نشان می‌دهد.

Common. Similar meaning but dodge implies a sudden, quick movement to evade.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000