verb (فعل)commonpast (گذشته): dodgedpast participle (مفعولی): dodged-ing (حال): dodging3rd (سوم): dodges
فعل — جلوگیری کردن
جلوگیری کردندور زدن
گذشته و شکل گزارشی فعل dodge؛ به سرعت حرکت کردن برای اجتناب از چیزی.
Past tense and past participle of dodge; to move quickly to avoid something.
«او به راحتی از توپ جاخالی داد.»
“He dodged the ball easily.”
«او در مصاحبه از پاسخ دادن به سوال طفره رفت.»
“She dodged the question during the interview.”
تفاوت با واژههای مشابه
avoided— اجتناب کرد
متداول. معنی مشابه ولی dodge حرکت سریع و ناگهانی برای اجتناب را نشان میدهد.
Common. Similar meaning but dodge implies a sudden, quick movement to evade.