در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
برداشتن یا درآوردن کلاه یا لباس به نشانه احترام یا سلام.
To take off or remove (a hat or clothing) as a sign of respect or greeting.
«او کلاهش را در برابر ملکه برداشت.»
“He doffed his hat to the queen.”
«لطفاً هنگام ورود به کلیسا کلاه خود را بردارید.»
“Please doff your cap when entering the church.”
رسمی/کهنه. زمانی که منظور برداشت یا تکان دادن کلاه به عنوان حرکتی مودبانه است، با doff قابل تعویض است؛ مثلاً «او کلاه خود را کج کرد» رایج است، در حالی که «او کلاه خود را برداشت» رسمی یا قدیمیتر است.
Formal/archaic. Interchangeable with 'doff' when referring to lifting or tilting a hat as a polite gesture—e.g., 'He tipped his hat' is common, while 'He doffed his hat' is more formal or old-fashioned.
رایج/رسمی. در موقعیتهای درآوردن لباس میتواند جایگزین doff شود اما بار معنایی احترامآمیز را ندارد؛ «او کلاه خود را درآورد» خنثی است اما doff بار احترام دارد.
Common/formal. Can replace 'doff' in contexts of taking off clothing but lacks the ceremonial or respectful nuance—'She removed her hat' is neutral, while 'doff' implies respect.