در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک نام کوچک، معمولاً زنانه، با ریشه فرانسوی، به معنای 'متعلق به پروردگار'.
A given name, typically female, of French origin, meaning 'of the Lord'.
«دومینیک نامی محبوب در فرانسه است.»
“Dominique is a popular name in France.”
«او خود را دومینیک معرفی کرد.»
“She introduced herself as Dominique.”
یک نژاد مرغ آمریکایی که به خاطر تاج گلمانند و پرهای مخططش شناخته میشود.
A breed of American chicken known for its rose comb and barred plumage.
«مرغهای دومینیک هم برای تخمگذاری و هم برای گوشت مناسب هستند.»
“Dominique chickens are good for both eggs and meat.”
«کشاورز مرغهای دومینیک پرورش میداد.»
“The farmer raised Dominique hens.”