در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک بازی که با بلوکهای کوچک، مسطح و مستطیلی انجام میشود، که هر کدام در هر نیمه با تعدادی نقطه مشخص شدهاند.
A game played with small, flat, rectangular blocks, each marked with a number of spots on each half.
«آنها عصر را به بازی دومینو گذراندند.»
“They spent the evening playing dominoes.”
«او دومینوها را چید تا یک واکنش زنجیرهای ایجاد کند.»
“He set up the dominoes to create a chain reaction.”
خود بلوکهای کوچک، مسطح و مستطیلی که در بازی دومینو استفاده میشوند.
The small, flat, rectangular blocks themselves, used in the game of dominoes.
«او یک مهره دومینو با پنج نقطه در هر طرف برداشت.»
“He picked up a domino with five dots on each side.”
«کودک قطعات دومینو را روی هم چید تا برجی بسازد.»
“The child stacked the dominoes to build a tower.”