dopey

do·pey/ˈdoʊpi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): dopiersuperlative (عالی): dopiest

صفت — احمق

احمقکند ذهننادان

احمقانه، کند فهم یا نشان‌دهنده کم‌هوشی

Silly, slow to understand, or showing lack of intelligence

«بعد از بیدار شدن حالتی گیج داشت.»

He looked dopey after waking up.

«دست از این رفتار احمقانه بردار!»

Stop acting so dopey!

تفاوت با واژه‌های مشابه
dumbاحمق

محاوره‌ای. معمولاً به معنای کم‌هوش بودن است، در مکالمات غیررسمی قابل جایگزینی بوده و در برخی موارد توهین‌آمیز است.

Informal. Commonly used to mean lacking intelligence, interchangeable in casual speech but offensive in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000