doper

dop·er/ˈdoʊpər/
dopedrug or narcotic-erperson who performs an action
1noun (اسم)informalplural (جمع): dopers

اسم — معتاد

معتادمواد فروشدوافروش

فردی که از مواد مخدر غیرقانونی استفاده می‌کند؛ معتاد به مواد مخدر.

A person who uses illegal drugs; a drug addict.

«پلیس یک مواد فروش را در کوچه دستگیر کرد.»

The police arrested a doper in the alley.

«او سال‌ها به عنوان یک معتاد دست و پنجه نرم کرد قبل از اینکه پاک شود.»

He struggled for years as a doper before getting clean.

تفاوت با واژه‌های مشابه
addictمعتاد

رایج. فردی که به یک ماده خاص، معمولاً یک داروی غیرقانونی، اعتیاد دارد. هنگام اشاره به کسی با وابستگی به مواد مخدر، با 'doper' بسیار قابل جایگزینی است. 'او یک معتاد به مواد مخدر است' درست است، 'او سال‌ها مواد فروش بود' درست است.

Common. A person who is addicted to a particular substance, typically an illegal drug. Highly interchangeable with 'doper' when referring to someone with a drug dependency. 'He is a drug addict' works, 'She was a doper for many years' works.

junkieمعتاد (به هروئین)

غیررسمی/عامیانه. عمدتاً به معتاد هروئین اشاره دارد، اما اغلب به طور گسترده‌تر برای هر معتاد به مواد مخدر استفاده می‌شود. در بافت‌های غیررسمی با 'doper' قابل جایگزینی است، اغلب با بار منفی. 'او قبلاً یک معتاد بود' درست است، 'این محله مواد فروش‌های زیادی داشت' درست است.

Informal/slang. Primarily refers to a heroin addict, but often used more broadly for any drug addict. Interchangeable with 'doper' in informal contexts, often with a negative connotation. 'He used to be a junkie' works, 'The neighborhood had many dopers' works.

2noun (اسم)slangplural (جمع): dopers

اسم — احمق

احمقنادان

(عامیانه، توهین‌آمیز) فردی احمق یا نادان.

(Slang, derogatory) A stupid or foolish person.

«اینقدر احمق نباش، قبل از عمل فکر کن.»

Don't be such a doper, think before you act.

«فقط یک احمق گول آن حقه آشکار را می‌خورد.»

Only a doper would fall for that obvious trick.

تفاوت با واژه‌های مشابه
idiotاحمق

غیررسمی/توهین‌آمیز. یک فرد بسیار احمق یا نادان. در این مفهوم عامیانه با 'doper' قابل جایگزینی است، هر دو دارای بار منفی قوی هستند. 'او مثل یک احمق رفتار کرد' درست است، 'اینقدر احمق نباش' درست است.

Informal/derogatory. A very foolish or stupid person. Interchangeable with 'doper' in this slang sense, both carrying strong negative connotations. 'He acted like an idiot' works, 'Don't be such a doper' works.

foolنادان

رایج. فردی که عاقلانه یا محتاطانه عمل نمی‌کند؛ یک دلقک. با 'doper' در مفهوم کسی که تصمیمات بدی می‌گیرد، قابل جایگزینی است، اما 'fool' کمتر از 'doper' تند است. 'تو احمقی که به او اعتماد کنی' درست است، 'فقط یک احمق آن را باور می‌کند' درست است.

Common. A person who acts unwisely or imprudently; a jester. Interchangeable with 'doper' in the sense of someone making poor decisions, but 'fool' is less harsh than 'doper'. 'You're a fool to trust him' works, 'Only a doper would believe that' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000