doty

/ˈdoʊti/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): dotiersuperlative (عالی): dotiest

صفت — کهنه‌مغز

کهنه‌مغززیرک نبودن

کند ذهن یا ضعیف؛ اصطلاح غیررسمی و کمی محبت‌آمیز برای نشان دادن فراموشی یا نادانی خفیف.

Mentally slow or weak; an informal and somewhat affectionate term indicating mild senility or foolishness.

«او این روزها کمی کندذهن شده است.»

He’s a bit doty these days.

«پدربزرگ کندذهن است اما هنوز مهربان است.»

Grandpa’s doty but still kind.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000